خرید بک لینک
...همه صیدها بکردی هله میر بار دیگرسگ خویش را رها کن که کند شکار دیگرهمه غوطهها بخوردی همه کارها بکردیمنشین ز پای یک دم که بماند کار دیگرهمه نقدها شمردی به وکیل درسپردیبِشِنو از این محاسب عدد و شمار دیگرتو بسی سمن بران را به کنار درگرفتینفسی کنار بگشا بنگر کنار دیگرخُنُک آن قماربازی که بباخت آن چه بودشبِنَماند هیچش اِلّا هوس قمار دیگرتو به مرگ و زندگانی هله تا جز او ندانینه چو روسپی که هر شب کشد او بیار دیگرنظرش به سوی هر کس به مثال چشم نرگسبُوَدش ز هر حریفی طرب و خمار دیگرهمه عمر خوار باشد چو بر دو یار باشدهله تا تو رو نیاری سوی پشت دار دیگرکه اگر بتان چنیناند ز شه تو خوشه چینندنَبُدست مرغ جان را به جز او مطار دیگر...

برچسب: نویسنده: آبتین کمالی تاريخ: چهارشنبه 24 اسفند 1401 ساعت: 23:33

...همای اوج سعادت به دام ما افتداگر تو را گذری بر مقام ما افتدحباب وار براندازم از نشاط کلاهاگر ز روی تو عکسی به جام ما افتدشبی که ماه مراد از افق شود طالعبود که پرتو نوری به بام ما افتدبه بارگاه تو چون باد را نباشد بارکی اتفاق مجال سلام ما افتدچو جان فدای لبش شد خیال میبستمکه قطرهای ز زلالش به کام ما افتدخیال زلف تو گفتا که جان وسیله مسازکز این شکار فراوان به دام ما افتدبه ناامیدی از این در مرو بزن فالیبود که قرعه دولت به نام ما افتدز خاک کوی تو هر گه که دم زند حافظنسیم گلشن جان در مشام ما افتدحافظ

برچسب: نویسنده: آبتین کمالی تاريخ: چهارشنبه 24 اسفند 1401 ساعت: 23:33


فريدون مشيری
...
بوی گل نرگس؟
- نه،
که بوی خوش عيد است!
شو پنجره بگشا،
که نسيم است و نويد است
رو خار غم از دل بکن، ای دوست،
که نوروز
هنگام درخشيدن گلهای اميد است
بر لاله ی از برف برون آمده بنگر،
چون روی تو، کز بوسه من سرخ و سپيد است
با نقل و نبيدم نبود کار، که امروز
روی تو مرا عيد و لبت نقل و نبيد است
گر با دل خونين، لب خندان بپسندی
با من بزن اين جام، که ايام، سعيد است!

برچسب: نویسنده: آبتین کمالی تاريخ: چهارشنبه 17 اسفند 1401 ساعت: 23:29

صفحه بندی